تبلیغات
مطالب خنده دار
یکشنبه 21 اسفند 1390

په نه په1

   نوشته شده توسط: aref aref    

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.

یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟

پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !

.

.

به یارو میگم حاجی, بزن تو دنده من هول میدم روشن شه.

میگه بزنم ۲ ؟ پَـــ نَ پَـــ بزن ۳فوتبال داره !

..

.

رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین،

میگه بال مرغ؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم !

.

.

.

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟

میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.

میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !

.

.

.

مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟

گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم !

..

.

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟

میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!

..

.

سر سفره عقد ، حاج آقا: آیا بنده وکیلم ؟

عروس: پـَـ نـَـ پـَـ  متهمی !

..

.

به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟!!! میگه واجبه ؟!

پ ن پس مستحبه !!

..

.

همسایمون عروسی داشتن

دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.دوستم گفت عروسیه؟

پـَـ نـَـ پـَـ همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !

..

.

رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟!

میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم!

..

.

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟

گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم ,اومدم خودمو معرفی کنم!

.

.

رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟

پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟از کارت راضی هستی یا نه !

..

.

داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته،

برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو بازکرده با تعجب میپرسه

قاسم تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟

میگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسید من دیلیوریشم…

..

.

به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟

میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود

کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد… !

..

.

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیروایسادیم.

دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَپَــــ… گربه اس باباش

مرده ریش گذاشته!

..

.

تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده

میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم

از مامان بچه شاباش بگیرم!!

..

.

بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیااومده با کلی ذوق به بابام

نشونش می دم.میگه بچته؟؟؟!! میگم پَــــ نَ پَــــ اینو الان

از اینترنت دانلود کردم نسخه آزمایشیه واسه تست تا اصلش بیاد!!!

..

.

آهنگ اندی تو ماشین گذاشتم دوستم میگه اندیه ؟

پَـــ نَ پَـــ داریوشه,داره خودشو لوس میکنه بخندیم !

..

.

تصادف شده زنگ زدم اورژانس میگه کسی صدمه دیده

پ نه پ زنگ زدم بگم همه سالمن نگران نشو !

..

.

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون میدیم !

طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟

میگیم:پـَـَـــ نه میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !

.

.

استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟

من دستمو بردم بالا

استاد: میخوای جواب بدی؟

من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد !

..

.

عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکیلم؟

پَ نه پَ دکتری ! دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا !

..

.

ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟

میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!

..

.

به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو … میگه روشنش کنم ؟

پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو … من هُل میدم روشن شه

..

.

رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم …

میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟

پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت !

..

.

شنگول سگشو میبره دامپزشکی منشی میگه سگت مریضه ؟

شنگول:پ ن پ خودم هاری گرفتم سگم گف من اینجا اشنا دارم بیا بریم دکتر ببینتت !

..

.

پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان

پرستاره اومده نگام میکنه میگه زاءو شمایی؟…

میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسیده منو فرستاده جاش!

.

..

تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم؟

پـَـ نـَـ پـَـ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین.

..

.

ساعت ۸ صبح کلاس داریم .منم خمیازه میکشم و دهنم یه متر باز میشه .

استاد میگه چیه خوابت میاد؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت

..

.

تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم

ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته

.

..

دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم

میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن .میگه در خونه رو؟

پَـــ نَ پَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها !

..

.

دارن گوسفندرو قربونی میکنن … یه آفتابه آوردن که بش آب بدن

اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟!

پَ نه پَ آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره !

..

.

رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟

پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی…!

..

.

تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید

دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !

.

.

شیشه رفته تو دستم , دارم از درد جیغ و داد می کنم

به رفیقم میگم در بیار, میگه شیشه رو؟

میگم پَــــ نَ پَــــ , ادای من و در بیار شاد شیم !

.

..

تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ … پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟!

گفتم پـــ نَ پَـــــ اینا همش نقشه بود بیای ببینمت !

.

..

یارو با ۱۶۰ تا سرعت زده به یه عابر پیاده ، عابره پرت شده ۲۰ متر اونطرفتر افتاده زمین

هیچ تکونیم نمیخوره.دوستم میگه یعنی مرده؟

میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره !

..

.

بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم

میگه یعنی جداً ازهم جدا شیم؟

پَـــ نَ پَــــ من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم

الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم !

.

.

یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید.

تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!

پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

.

.

رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون

داداشم میگه یعنی مرده؟

میگم پـَـَـ نَ پـَـَــ دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه!

.

..

دارم تو خونه رو ترد میل میدوام بابام میاد میگه داری میدویی لاغر کنی ؟؟

پَـــ نَ پَـــ کلاسم دیر شده عجله دارم !

.

..

مادر دانش آموزِ اومده مدرسه….معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین

میگه تو خونه؟….پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی

اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن !

..

.

سره کلاس دستمو بردم بالا سوال کنم.استاده میپرسه سوال داری؟؟؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم بینم کولر باد میده یا نه که خداروشکر حل شد!!

.

..

تو توالت بودم و تو حال خودم.. یک هو یکی محکم زد به در …. گفتم بله ..

دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته ..

لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل.

.

..

وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!

..

.

نشستیم داریم “سقوط آزاد” میبینیم ، داداشم میگه این دریا ئه واقعا کیشه؟؟؟

پـَـ نـَـ پـَـ دارن اسکلمون میکنن … شهرک سینمایی رو آب کردن

..

.

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند.

پـَـ نـَـ پـَـ کچلی را بگرفتند و سرش شانه زدند!!!

.

..

اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم

.

..

من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ

آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ  راهنمای ۴۷۳ ، بفـــرمائید! .

.

..

بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش.

فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟

پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین

شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!

.

..

رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ۱۰۰محبت کنین.

اورده تست کرده میگه میبری؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!

 


یکشنبه 21 اسفند 1390

نوروز91

   نوشته شده توسط: aref aref    

سلام دوستان عیدتون پیش پیش مبارك

برای عید امسال خوبی کنیم به هرحال ، شاد باشیم اگه نداریم حتی یه ریال ، میدونم اینجاست دلهای بیمار، فقط نگاه کن به شوق دیدار.

این روزها اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن به سرعت خونه رو ترک کنید ! قضیه خونه تکونی جدیه !!

اگر چه یادمان می رود كه عشق تنها دلیل زندگیست اما خدا را شكر كه نوروز هر سال این فكر را به یادمان می آورد پس پیشاپیش نوروزت مبارك كه سالت را سرشار از عشق كند.

ساقیا آمدن عید مبارک بادت و آن مواعید که دادی مرود از یادت

سال نو و نوروز باستانی مبارک

ستاره بختتان بالا سپیده صبحتان تابناک سایه عمرتان بلند ساز زندگیتان کوک سرزمین دلتان سبز

سال جدید مبارک

چه عجیب است رسم روزگار تویی که بهترین بهار را بریم رقم زدی امسال با رفتنت بد ترین نوروز را تجربه میکنم امید وارم شیرینی لحظهایت به اندازه تلخی لحظها هایم زیاد باشد.

بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر است

نوروز مبارک

لحظه ای که سال تحویل می شه تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند می زنی کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه

سال ۹۱مبارک

تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!

عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول

سال را نوروز ۹۱ بر شما مبارک . . .

یادت باشه: تعطیلات بزودی تموم میشه و بعدش سرکار رفتنه که انتظار تورو میکشه.

بازم ۱سال کار و خستگی!

(ستاد کوفت کردن تعطیلات نوروزی)

سالی به بزرگی اهورا مزدا ، به پایندگی کوروش و به پاکی زرتشت برایتان آرزومندم.

نوروزتان خجسته باد

با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم. سال تحویل دلم میگیرد. با تو تا آخر خط بیدارم...

به یه نفر میگن: چی شد معتاد شدی؟

میگه: والا ما با بچه ها قرار گذاشته بودیم فقط روزای تعطیل سیگار بکشیم...

که یهو خوردیم به نوروز !!

توی یک بسته سى و دو بوسه برات فرستادم روزی یه دونه بچسبون به لپت هروقت تموم شد بدون عیده ومن اولین نفری بودم که گفتم

عیدت مبارک

در یك بسته 39 بوسه آتشین برات فرستادم

روزی یكدونشوبچسبون به لـپت

هروقت تموم شد بدون عیده ومن اولین نفری بودم كه گفتم

عیـــــدت مـــبــارک

میدونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از این جمله ی کلیشه ای بهم میخوره

پس (سال نو مبارک)

سایه حق،سلام عشق ،سعادت روح،سلامت تن،سرمست بهار، سکوت دعا،سرور جاودانه.این است هفت سین آریایی.

پیشاپیش عیدتان مبارک.

مهم نیست كه قفلها دست كیست.مهم اینست كه كلیدها دست خداست.از ته دل دعا میكنم كه در این روزهای آخر سال ، توی این روز زیبای آفتابی ، شاه كلیدتمام قفلها رو ازخداوند عیدی بگیری

سال نو پیشاپش مبارک

سایه حق

سلام عشق

سعادت روح

سلامت تن

سر مستی بهار

سکوت دعا

سرور جاودانه

این است هفت سین آریایی.

نوروز پیشاپیش بر شما و خانواده محترمتان خجسته باد.

تق تق تق کیه؟کیه؟ منم منم پیامک ، عید شما جلو جلو مبارک!!

آرزویم این است

آسمانت بی غبار,سهم چشمانت بهار..

قلبت از هرغصه دور,بزم عشقت پر سرور..

بخت وتقدیرت قشنگ,عمر شیرینت بلند..

*سال نو مبارك*

روزگارت بر مراد

روزهایت شاد شاد

آسمانت بی غبار

سهم چشمانت بهار

قلبت از هر غصه دور

بزم عشقت پر سرور

بخت و تقدیرت قشنگ

عمر شیرینت بلند سرنوشتت تابناک

جسم و روحت پاک پاک

پیشاپیش نوروزت مبارك

*یا مقلب قلب ما را شاد كن*

*یامدبر خانه را آباد كن*

*یامحول احسن الحالم نما*

*از بدیها فارغ البالم نما*

**سال نو بر شما پیشاپیش مبارک**

درود بر فرزندان پارس و میراث داران کورش بزرگ

آغاز سال 7033 آریایی

سال 3749 زرتشتی

و2570 هخامنشی

و 1391خورشیدى

برشما و خانواده محترم تبریک عرض می نمایم.


پنجشنبه 27 بهمن 1390

jenifer

   نوشته شده توسط: aref aref    

روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه كردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می كنی؟
هیزم شكن گفت كه تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. " آیا این تبر توست؟" هیزم شكن جواب داد: " نه.
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد: نه
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد.یه روز وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب.
هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟
اوه فرشته، زنم افتاده توی آب
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟
هیزم شكن فریاد زد" آره "
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب كردی، این نامردیه"
هیزم شكن جواب داد: اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. میدوونی، اگه به جنیفر لوپز " نه" میگفتم تو میرفتی و با آنجلینا جولی می اومدی و باز هم اگه به آنجلینا جولی "نه" میگفتم تو میرفتی و با زن خودم می اومدی و من هم میگفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره...!!!


دوشنبه 13 تیر 1390

جرم در نقاط مختلف......

   نوشته شده توسط: aref aref    

امریکا: شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر میکند.احیاناً آن وسط مقادیری مشت و لگد توسط افسر پلیس دریافت میدارید. یک نفر از این صحنه فیلم میگیرید و در اینترنت پخش می کند. صحنه ضرب و شتم شما از 222 کانال خبری و سیاسی پخش می شود. پلیس رسوا می شود.پلیس از مردم امریکا عذرخواهی می کند.پلیس 15 میلیون دلار به شما غرامت می دهد.شما نیز به خاطر جرمی که مرتکب شده اید مجازات می شوید.

 

ایتالیا: شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. شما به پلیس رشوه می دهید. شما آزاد می شوید!

 

فرانسه:شما خلاف می کنید اما پلیس شما را دستگیر نمی کند چون فعلاً به خاطر حقوق پایینش در حال اعتصاب است.

 

انگلیس:شما خلاف می کنید و پلیس یک مسلمان سیاه پوست عرب را به جای شما دستگیر می کند.

 

آلمان:شما خلاف می کنید و سگ های پلیس ردتان را پیدا می کنند و شما را دستگیر می کنند.

 

سوئیس: شما خلاف نمی کنید .پس نیازی به حضور پلیس نیست.

 

عراق:شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر می کند.در حین دستگیر شدن بمبی که در جورابتان جا سازی کرده اید منفجر می کنید و به همراه پلیس می میرید.

 

چین:شما خلاف می کنید.شما اعدام می شوید!

 

امارات:شما حال و حوصله خلاف ندارید و به جایش با همراهی پلیس ،از کشور های همجوار دختر وارد می کنید!

 

هندوستان:شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر می کند و شما عاشق دختر رییس پلیس می شوید و توسط اون دختر از زندان فرار می کنید و در حالیکه دو تایی آواز میخوانید و دور درخت می چرخید و روسری دورگردن معشوقه تان می پیچید و هی دستش را می گیرید و می کشید و ول میکنید به دوردست ها فرار می کنید.

 

هلند: از آنجا که همه کار های خلاف در این کشور خلاف محسوب نمی شوند بنابراین شما خواهر و مادر تان را هم که به یکدیگر پیوند بزنید باز هم خلاف محسوب نمی شود و پلیس دستگیرتان نمی کند!

 

روسیه:شما خلاف می کنید اما قبل از آنکه توسط پلیس دستگیر شوید توسط گروه های رقیب کشته می شوید.

 


دوشنبه 13 تیر 1390

خاطرات یك پزشك........

   نوشته شده توسط: aref aref    

پزشکان معمولا خاطرات جالبی از کار و بیمارانشان دارند.

علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است

که بیماران با پزشک یا بیماریشان می‌کنند

یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات

در فضایی که سایه مرگ و بیماری در آن وجود دارد خود به خود تبدیل به طنز می‌شود.

اما مهم اینجاست که یک پزشک عمومی با ذوق اهل شهرکرد هر از چندگاهی

خاطراتش را از این ماجراها در وبلاگش می‌نویسد که بسیار خواندنی هستند:

گلوی بچه رو که نگاه کردم مادرش گفت:

آقای دکتر! گلوش چرک داره؟ گفتم: چرکش تازه میخواد شروع بشه.

گفت: این بچه همیشه همینطوره٬ همیشه عفونتش اول شروع میشه بعد زیاد میشه!

به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ با یه صدای گرفته گفت:

هیچی فقط چند روزه که اصلا صدام درنمیره!!

به دختری که با استفراغ اومده بود گفتم:

اسهال هم دارین؟ گفت: حالتشو دارم اما نمیاد!!

یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود.

به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ گفت: دلهره دارم.

مادرش زد زیر خنده و بعد گفت: مامان! دل پیچه ، نه دلهره!

پرسیدم: چیز ناجوری نخوردین؟ مادرش گفت: چرا «چیسپ» خورده

و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه: مامان چیپس نه چیسپ!

به آقائی که با سردرد اومده بود گفتم:

قبلا هم سابقه داشتین؟ گفت: مثلا چه سابقه ای؟

بعد گفتم: توی خونه داروئی نخوردین؟ گفت: مثلا چه داروئی؟

نسخه شو که نوشتم گفتم: دیگه هیچ ناراحتی نداشتین؟ گفت: مثلا چه ناراحتی؟

به خانمه گفتم:اشتهاتون خوبه؟ گفت: هروقت بتونم غذا بخورم میتونم بخورم!

پیرمرده گفت: همه بدنم درد میکنه غیر از آرنج دست چپم.

گفتم: یعنی آرنج دست چپتون درد نمیکنه؟ گفت: نه آرنج دست چپم «خیلی» درد میکنه!

خانمه اومد و گفت: برام یه آزمایش بنویس. گفتم: چه آزمایشی؟

گفت: نمیدونم. چندوقت بود که هر دو دستم درد میکرد.

چند هفته پیش از این دستم آزمایش خون گرفتم بعد دردش افتاد

حالا میخوام بگم از این دستم هم خون بگیرن ببینم دردش می افته؟!

به خانمه گفتم: باید یه آزمایش بدین. گفت: نمیدم!

گفتم: چرا؟ گفت: میترسم بفهمم یه مرض ناجوری دارم!

برای آبسه دندون برای مریض کپسول نوشتم بعد گفت:

چند روزه گلوم هم درد میکنه.

گفتم: خوب اگه عفونت داشته باشه با همون کپسول بهتر میشه.

گفت: اون کپسولو که برای دندونم نوشتین چکار به گلو داره؟!

خانمه میگفت: توی آزمایشگاه درمونگاه آزمایش دادم گفتند عفونت داری

اما بیرون آزمایش دادم گفتند سالمه! آزمایشهاشو نگاه کردم دیدم توی درمونگاه

آزمایش ادرار داده و بیرون آزمایش خون!

خانمه میگفت: فکر کنم باز گلوی بچه ام چرک کرده.

گفتم: از کجا فهمیدین؟ گفت: آخه از دیروز داره دهنش بوی کپسول میده!

خانمه میگفت: بچه ام چند روزه یبوست داره براش شیاف هم گذاشتم خوب نشد.

گفتم: چه شیافی براش گذاشتین؟ گفت: استامینوفن!

مریضهای درمانگاه تمام شدن و از مطب میام بیرون یه هوائی بخورم.

مسئول پذیرش که اهل همونجاست داره با یکی از اهالی روستا صحبت میکنه

و ازش میپرسه: داروهائی که دکتر دومی براتون نوشت با دکتر اولی فرق داشت؟

روستائی محترم میگه: خوب معلومه٬ مگه کود حیوونهای مختلف با هم فرق نمیکنه؟

خوب داروهای دکترها هم با هم فرق میکنه!!

یه پسر جوون با فشار خون پائین اومده بود. گفتم: میتونین بمونین سرم بزنین؟

گفت: نه. گفتم: آمپول میزنین؟ گفت: نه. خانم جوونی که باهاش بود گفت:

آقای دکتر لطفا یه شربت ماستی (آلومینیم ام جی اس) براش بنویسین

گفتم: چرا؟ گفت: آخه میگن چیزهای شیرین فشار خونو بالا میبرن!

روز شنبه این هفته یه زن و شوهر بچه شونو آورده بودند.

گفتم: چند روزه که مریضه؟ پدره گفت: دو روزه

مادرش گفت: نه سه روزه پدره با عصبانیت به مادرش گفت:

آخه جمعه که تعطیله!!

مرده با کمردرد اومده بود، وقتی میخواستم نسخه بنویسم گفت:

آقای دکتر! بی زحمت هرچی میخواین بنویسین فقط پماد ننویسین! گفتم: چرا؟

گفت: آخه همه خونواده مون رفته اند مسافرت هیچکسی نیست که برام پماد بماله!

به خانمه گفتم: کجای سرتون درد میکنه؟

دستشو گذاشت روی سرش و گفت: همین جا درست توی لگن سرم


چهارشنبه 31 فروردین 1390

سربازی دختران..........

   نوشته شده توسط: aref aref    

 

صبحگاه

:
فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی
...

صبحانه:
وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

...

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...

...

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

...

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...
هوووو....بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو گمشو بیرون...
وای نامحرم...
(
کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)

...

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

...

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا



شنبه 21 اسفند 1389

اخرین كلمات.......

   نوشته شده توسط: aref aref    


 

آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده ، دیگه گلوله نداره !
آخرین کلمات یک ملوان : من چه می دونستم که باید شنا بلد باشم !
آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو ؟!
آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم ؟!

آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا ، باز تیغهء گیوتین گیر کرد !
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم ، سمی نیست !
آخرین کلمات یک خبرنگار : بله ، سیل داره به طرفمون میاد !
آخرین کلمات یک خلبان :  ببینم چرخها باز شدند یا نه ؟  
               آخرین کلمات یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود !
آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی !
 آخرین کلمات یک دوچرخه سوار  :  نخیر تقدم با منه !
آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام  !!!
آخرین کلمات یک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو ؟!
آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره !
آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم !
آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم !
آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام ، همه اش سه نفرند !
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه ، قاتل شما هستید !
آخرین کلمات یک کامپیوتری : هارددیسک پاک شده است !
آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری !
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره  !
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب : این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه !
آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار ! چراغ قرمزه !
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی : من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم !

 



شنبه 7 اسفند 1389

سه زن......

   نوشته شده توسط: aref aref    

سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن.

 

زن فرانسوی گفت:به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه ... خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم.

خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم!

روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .

 

زن انگلیسی گفت:من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.

 

زن ایرانی گفت :من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم

اما روز اول چیزی ندیدم

روز دوم هم چیزی ندیدم

روز سوم هم چیزی ندیدم

شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم


دوشنبه 2 اسفند 1389

عید مبعث مبارك

   نوشته شده توسط: aref aref    


سلام دوستان خوبین عید مبعث بر همتون مبارك باشه امیدوارم همیشه شاد باشین و همیشه تو این عید ها و عید های دیگه شاد باشین و بخندین

دوستان این هم چند اس ام اس برای عید مبعث



از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد

این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک . . .

.

تویی هم مصطفی و هم محمد / تو را در آسمان نامند احمد

تو کانون صفا مرد یقینی / تو عین رحمه للعالمینی

عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد

.


به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم

سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد

.

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد / دل رمیده ما را انیس و مونس شد

بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش تهنیت باد

.

تو اکنون شهر علم و اجتهادی / تو رب النوع شمشیر و جهادی

تو خورشیدی شدی در گوشه غار / بر نور تو شد خورشید و مه تار

بتاب و روشنی بخش جهان باش / مهین پیغمبر آخر زمان باش

عید پیامبری رسول خدا مبارک

.

مبعث رسول اکرم بر شما و خانواده گرامیتان مبارک باد

این عید فراموش نشدنی و روز خجسته بر شما فرخنده باد . . .

.

سالروز انتخاب شدن محمد مصطفی (ص) برای پیامبری

از سوی خداوند متعال بر همه مسلمانان جهان مبارک باد . . .

.


رفته خود از عرش تا به فرش سراسر

زیر فلک سایه لوای محمد(ص)

نوری(سیّاره) یافت راه هدایت

تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص)

عید مبعث مبارک

.

سائل درمانده ناامید نگردد

گر که بکوبد در سرای محمد(ص)

ای که ندای” اذان” رسید به گوشت

هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص)

مبعث مبارک

.

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)

ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)

دیده دل، جام جم به هیچ شمارد

سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)

عید مبعث بر همگان مبارک

.

تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد

تو کانون صفا مرد یقینی تو عین رحمه للعالمینی

عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد

.


نور عترت آمد از آیینه ام

کیست در غار حرای سینه ام

رگ رگم پیغام احمد می دهد

سینه ام بوی محمد می دهد

.



شنبه 23 بهمن 1389

مشخصات كلی متولدین ابان ماه......

   نوشته شده توسط: aref aref    


سلام دوستان خوبین این پست مربوط میشه به متولدین ابان ماه كه خودم هم تو این ماه هستم برین به ادامه مطلب


ادامه مطلب

شنبه 23 بهمن 1389

تاریخچه تقلب....

   نوشته شده توسط: aref aref    

تاریخچه تقلب از جایی شروع می شود كه " حسن كچل " برای نخستین بار به مكتب رفت . از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهیانه كودكان مكتب بود ؛ لیك حسن كچل از روی تنبلی چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نكته ای بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذكر دشت كند .

این بود كه اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد . البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی بشری رقم زده شد. البته این تقلب باروش های بسیار ابتدایی (در مقابل ترفند های كنونی ) صورت گرفت . بدین ترتیب كه حسن با كلی زور زدن خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را كش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلایی خود را آغاز كرد .

 

روش های نوشتاری

1. نوشتن روی كف پا ، پس كله ، پشت گوش و ...
2. نوشتن روی دیوار ، روی میز ، پشت نیمكت ، زیر نیمكت ، پشت لباس یا مانتوی دانش آموز جلویی ، ...
3. نوشتن به روی دستمال كاغذی ، پاكت نامه ، ...
4. نوشتن و لوله كردن تقلب و جاسازی آن در حفره های مختلفی از جمله بینی ، دهن ، گوش ، فك پایین ، دریچه آئورت ، ...

 

روش های باكلاس

1. استفاده از ماشین حساب مهندسی
استفاده از موبایل
استفاده از آیینه ، موچین ، لوازم آرایشی ، فیلم ، عكس ، ...
2. 3.

 

روش های بی كلاس

1. شیره مالیدن بر سر یكی از بچه درس خون ها
خم كردن سر به روی ورقه ی طرف به صورت تابلو
2.

 

توجه :

اگه در این امر تبحر كافی ندارید ، اصلاً سمت این كار نرید ؛ كه عواقبی جز‌ء ضایع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد .


شنبه 16 بهمن 1389

راه بازی با اعصاب مامی.....

   نوشته شده توسط: aref aref    


این راه بازی با اعصاب مامی برای كودكان


ادامه مطلب

شنبه 16 بهمن 1389

تفاوت خوابگاه دختران و پسران شب قبل از امتحان.........

   نوشته شده توسط: aref aref    

سلام دوستان این هم یه مطلب قشنگ واسه دوستان گلم


ادامه مطلب

شنبه 16 بهمن 1389

چند لطیفه......

   نوشته شده توسط: aref aref    


دوستان این هم چند لطیفه برای دوستان  نظر یادتون نره


ادامه مطلب

شنبه 16 بهمن 1389

برو به جهنم......

   نوشته شده توسط: aref aref    


در زمان آغا محمد خان قاجار، شخصى از حاکم شهر خود که با صدر اعظم نسبت داشت، نزد صدر اعظم شکایت برد.

صدر اعظم دانست حق با شاکى است گفت: اشکالى ندارد، مى توانى به اصفهان بروى.
مرد گفت: اصفهان در اختیار پسر برادر شماست.

گفت : پس به شیراز برو.
او گفت :
شیراز هم در اختیار خواهر زاده شماست.

گفت : پس به تبریز برو.
گفت : آنجا هم در دست نوه شماست.

صدر اعظم بلند شد و با عصبانیت فریاد زد: چه مى دانم برو به جهنم.
مرد با خونسردى گفت: متاسفانه آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارد!

 



تعداد کل صفحات: 3 1 2 3