تبلیغات
مطالب خنده دار - چند لطیفه......
شنبه 16 بهمن 1389

چند لطیفه......

   نوشته شده توسط: aref aref    


دوستان این هم چند لطیفه برای دوستان  نظر یادتون نره

 

زمان گذشته

معلم دستور زبان فارسی از بچه ها پرسید: وقتی من می گویم جوان هستم، زمان حال است؟

شاگردان گفتند: نه آقا زمان خیلی خیلی گذشته است.

 

شوخی

معلم: مریم بگو ببینم تو از چه گلی خوشت می آید؟

مریم: خانم اجازه! گل اقاقیا

معلم: خوب، حالا اسم گلی را که گفتی بنویس.

مریم: نه خانم شوخی کردم، ما از گل «رز» خوشمان می آید.

 

هوای خوب

معلم: رضا! بگو ببینم وقتی هوا خوب است چه چیز را بالای سر خودمان می بینیم؟

رضا: آسمان، خورشید، ماه و ستاره

معلم: آفرین! خوب اگرباران بیاید چه می بینیم؟

رضا: چتر!

 

صدای آب

معلم: آب چند بخش است؟

رضا: یک بخش

معلم: آفرین، صدایش چیه؟

رضا: شرشر!

 

درس عبرت:

معلم: احمد چرا مشق هایت را ننوشتی؟

احمد: آقا معلم می خواستم شما منو تنبیه کنید تا دانش آموزان دیگه از این کار من درس عبرت بگیرند

zahra
یکشنبه 18 تیر 1391 05:39 ب.ظ
یه خورده بچه گانه بود اقا عارف
پاسخ aref aref : با بزرگی خودتون ببخشید دیگه
حاج آقا جون
دوشنبه 21 فروردین 1391 01:20 ب.ظ
سلام جالب بود ممنون
شایلی
سه شنبه 19 بهمن 1389 12:30 ق.ظ
مرسیییییییییییییییییی....خیلی خوب بودن....
فک کنم من و این اقا احمد فامیل باشیم!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر